فرصتها و چالشهای دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در دوره پساجنگ
در یادداشت سیاستی کارشناس گروه خطمشیگذاری مرکز بررسیهای راهبردی روابط فرهنگی، به فرصتها و چالشهای دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در دوره پساجنگ اشاره شده است.
به گزارش مرکز بررسی های راهبردی روابط فرهنگی، مریم خالقینژاد، کارشناس گروه خط مشیگذاری مرکز بررسیهای راهبردی روابط فرهنگی یادداشتی را با عنوان «فرصتها و چالشهای دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در دورۀ پساجنگ» به رشته تحریر درآورده است.
حملات مشترک آمریکا و رژیم صهیونستی اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران در اسفندماه ۱۴۰۴ با دفاع جانانه و مقاومت مردم ایران، برگ زرینی در تاریخ انسجام ملی ثبت کرده است. در خارج از مرزها، جهان واکنشهای مختلفی از همسویی کامل دولتها تا به میدان آمدن کنشگران غیردولتی در حمایت از ایران داشته است.
این یادداشت تاکید دارد که عصر پساجنگ برای ایران، عرصهای نوین در دیپلماسی فرهنگی است. این دوره با فرصتهایی همراه است که از تغییرات ساختاری در سطح جهانی نشأت گرفتهاند. حمایت آشکار برخی دولتها و نیز حمایت بازیگران غیردولتی، زمینه را برای بازتعریف و توسعه دیپلماسی فرهنگی کشور فراهم کرده است.
در این یادداشت تلاش شده است تا ضمن تبیین این تغییرات، تحلیل جامعی از زیستبوم جدید دیپلماسی فرهنگی ایران ارائه شود و با بهرهگیری از نمونههای عینی و تحولات جاری، راهکارهای عملی برای بهرهبرداری بهینه از این فرصتها پیشنهاد شود.
بر اساس یافتههای نظرسنجی گزارش رایزنان فرهنگی در آفریقا، کشورهایی مانند آفریقای جنوبی با کلیدواژگان «نگرانی عمیق، کاهش تنش، توقف خصومتها، بازگشت به دیپلماسی، حقوق بینالملل» موضع گرفتهاند.
الجزایر «محکومیت قاطع حملات، حمایت ضمنی از ایران» را اعلام کرده است. تونس «محکومیت حملات با ادبیات تجاوز» را در بیانیه خود داشته است.
در منطقه، اکثر مقامات کشورهایی نظیر ترکیه، پاکستان، عراق، مالزی، اندونزی و افغانستان به محکومیت حملات پرداختهاند. در پاکستان، مردم همراه دولت اعتراضاتی مقابل کنسولگری آمریکا در کراچی انجام دادند. شخصیتهایی چون رئیسجمهور پاکستان، نواز شریف، ملاله یوسفزی (برنده جایزه نوبل) و شاهد آفریدی (ورزشکار) جنگ تحمیلی را محکوم و از ایران حمایت کردهاند.
در مالزی، انور ابراهیم نخستوزیر جنایات آمریکا و اسرائیل را محکوم کرده است. در عراق، این واقعه به نقطه وحدت میان مردم و دولت با ملیت ایران تبدیل شد و مراجع، مردم، دولت، دانشگاههایی مانند دانشگاه مستنصریه بغداد و باشگاههای ورزشی حمایت خود را اعلام کردند.
تمام این موارد نشان میدهد زیستبوم جدید دیپلماسی فرهنگی ایران، با تنوع بازیگران، تغییر رویکردهای بینالمللی و تقویت همکاریهای منطقهای، فرصتهای فراوانی در اختیار کشور قرار داده است.
دیپلماسی فرهنگی ایران در عصر پساجنگ با بهرهگیری از شبکهای گسترده از بازیگران و کانالها، فرصتهای جدیدی برای ارتقای تصویر کشور یافته است. این زیستبوم چندکاناله، ایران را از وضعیت واکنشی به کنشگری فعال و همبستگیآفرین تبدیل خواهد کرد.
این یادداشت همچنین در پایان پیشنهاد می دهد: با طراحی سیاستهای انعطافپذیر و حمایت از بازیگران غیررسمی، ایران میتواند جایگاه خود را در عرصه دیپلماسی فرهنگی به طور چشمگیری ارتقا دهد.
متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید.
