بازنمایی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در تولیدات محتوایی اندیشکدههای عربی
کارشناس گروه افکارسنجی و ویژند ملی مرکز بررسیهای راهبردی روابط فرهنگی در یادداشتی سیاستی به بررسی بازنمایی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در تولیدات محتوایی اندیشکدههای عربی پرداخته است.
به گزارش مرکز بررسیهای راهبردی روابط فرهنگی، علیرضا شمسایی، یادداشت سیاستی را با عنوان «بازنمایی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در تولیدات محتوایی اندیشکدههای عربی»به رشته تحریر درآورده است.
بر اساس این یادداشت، تحلیل محتوای بیش از ۲۰۰ محتوای منتشرشده در وبگاههای اندیشکدههای عربی طی بازۀ زمانی سه ماهۀ گذشته، نشان میدهد که واژگانی چون «بازدارندگی ایرانی»، «تهدید هستهای»، «تنشآفرینی آمریکایی»، «مقاومت منطقهای» و «گذرگاههای دریایی خلیج فارس» بسامد بسیار بالایی داشتهاند.
با شروع عملیات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴)، گفتمان اندیشکدههای عربی وارد مرحله جدیدی شد و تمرکز تحلیلها از «احتمال وقوع جنگ» به «پیامدهای راهبردی جنگ جاری» تغییر جهت داد.
یافته های نظرسنجی
در قسمتی از یافته های نظرسنجی این یادداشت آمده است: مرکز اماراتی برای سیاستها در تحلیلی با عنوان «الحرب الإسرائیلیة-الأمریکیة على إیران: الأهداف والسیناریوهات» (۵ مارس ۲۰۲۶)، احتمال جنگ را واقعی اما کنترلپذیر ارزیابی کرده و بر «سناریوی حملات دقیق اسرائیل» و «ضرورت انسجام دفاعی عربی ـ آمریکایی» تأکید دارد.
همچنین اشاره شده که حملۀ آغازین منجر به شهادت رهبر انقلاب ایران شد، اما ایران به سرعت با حملات متقابل پاسخ داد. شاهزاده ترکی الفیصل، رئیس هیئت مدیره مرکز ملک فیصل عربستان، در مصاحبه با بلومبرگ (۳ مارس ۲۰۲۶) اعلام کرد که عربستان سعودی به دلیل تشدید حملات ایران به این پادشاهی، به عمق جنگ کشیده شده است.
الگوهای بازنمایی ایران
در جدول برآیند نهایی این یادداشت سیاستی، الگوهای بازنمایی ایران در 6 اندیشکده به این صورت دستهبندی شده است: مرکز اماراتی (تهدید ساختاری)، مرکز العربی قطر (بازدارندگی متقابل)، مرکز المسبار دوبی (قدرت نرم و نفوذ اجتماعی)، مرکز ملک فیصل عربستان (تهدید هستهای ـ موشکی)، مرکز النهرین عراق (عملگرایی و عقلانیت)، و مرکز مطالعات راهبردی لبنان (مقاومت و بازدارندگی).
این یادداشت می افزاید: بازنمایی ایران در اندیشکدههای عربی از وضعیت یکنواخت ضدایرانی فاصله گرفته و اکنون طیفی از نگرشها را شامل میشود. به این منظور، سه چارچوب معنایی کلان شناسایی شده است: چارچوب تهدید و مهار (عمدتاً در اندیشکدههای خلیجی)، چارچوب مقاومت و بازدارندگی (در مراکز قطری و لبنانی) و چارچوب عملگرایی و فرصتجویی (در اندیشکده عراقی).
تصویر ایران در جهان عرب همگن نیست، بلکه چندروایتی است. این دگرگونی گفتمان عربی، نشانهای از تحول است که اگر به درستی مدیریت شود، میتواند در خدمت بازسازی تصویر منطقهای ایران قرار گیرد.
این یادداشت در پایان برای دیپلماسی فرهنگی ایران، اقداماتی چون دیپلماسی نخبگانی فعال، بازاریابی محتوایی به زبان عربی، ایجاد شبکه دیدهبانی اندیشکدهای، و همگرایی با مراکز میانهرو عربی در قطر، عراق و لبنان پیشنهاد داده است.
متن کامل یادداشت را در این لینک بخوانید.
