• 1405/02/07 - 22:44
  • 96
  • زمان مطالعه : 11 دقیقه

میراث فرشچیان برای برند ملی ایران؛ نقشه راه تبدیل ستایش عمومی به سیاست فرهنگی

کارشناس گروه فرهنگ عمومی، هنر و صنایع خلاق مرکز پژوهش‌های مجلس در یادداشتی به بررسی نقش میراث فرشچیان برای برند ملی ایران پرداخته است.

به گزارش مرکز بررسی های راهبردی روابط فرهنگی، گروه افکارسنجی و ویژند ملی مرکز بررسی های راهبردی روابط فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، نخستین شماره ماهنامۀ تخصصی ـ تحلیلی «ویژند ملی» را در شهریورماه 1404 منتشر کرد.

در نخستین شماره از این ویژند ملی محمدامین قاسمی پیربلوطی، کارشناس گروه فرهنگ عمومی، هنر و صنایع خلاق مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، یادداشتی را با عنوان «میراث فرشچیان برای برند ملی ایران؛ نقشه راه تبدیل ستایش عمومی به سیاست فرهنگی» به نگارش درآورده است.

این یادداشت را در ادامه می خوانید. 

خلاصۀ سیاستی

میراث هنری و معنوی استاد فرشچیان، یک سرمایۀ نمادین با ظرفیت استثنایی برای برندسازی ملی ایران است. بااین‌حال، شکافی عمیق میان ستایش عمومی از این میراث و کاربست راهبردی آن در سیاستگذاری فرهنگی در عرصه‌های بین‌المللی وجود دارد. ظرفیت‌ جهانی، بسترهای تجربه و مقبولیت ملی این دارایی فرهنگی، نیازمند سازوکاری راهبردی، فراتر از ساختارها و شیوه‌های مرسوم است. ازاین‌رو، یک نقشۀ راه شش‌بخشی با محوریت «توانمندسازی و ارتقای بنیاد هنر فرشچیان» به‌عنوان یک بازوی راهبردی و اجرایی تخصصی پیشنهاد می‌شود. این نقشۀ راه، اقداماتی کلیدی از جمله ساماندهی محتوا و طراحی روایت مرجع، ارتقای موزه به مقصد تجربه فناورانه، برگزاری هدفمند رویدادهای بین‌المللی و ورود راهبردی به اقتصاد هنر رقومی را شامل می‌شود. هدف نهایی، تبدیل ستایش عمومی موجود به سیاست فرهنگی مؤثری است که به ارتقای برند ملی ایران بینجامد.

مقدمه و بیان مسئله

میراث معنوی هنرمندان بزرگ، حافظۀ فرهنگی یک ملت و اصیل‌ترین روایت آن در پهنۀ جهانی است. استاد محمود فرشچیان، از قله‌های رفیع این میراث است و اکنون با درگذشت ایشان، رسالت پاسداشت و گسترش هنر او به یک مأموریت ملی بدل گشته است. بااین‌حال، شکافی راهبردی میان این جایگاه بلندپایۀ هنری و کاربست آن در سیاستگذاری فرهنگی وجود دارد؛ میراث کم‌نظیری که همچون یک سرمایۀ بالقوه، هنوز به شکل هدفمندی در خدمت برندسازی ملی ایران قرار نگرفته است. ازاین‌رو، نوشتار حاضر به این پرسش سیاستی محوری می‌پردازد: «چگونه می‌توان سرمایۀ فرهنگی انباشته در میراث استاد فرشچیان را در قالب یک برنامۀ راهبردی برای برندسازی ملی عملیاتی کرد تا به نتایج ملموس در بهبود تصویر کشور ایران منجر شود؟»

ابعاد راهبردی میراث فرشچیان برای برندسازی ملی ایران

پاسخ به پرسش سیاستی مذکور، مستلزم تحلیل دقیق ابعاد و ظرفیت‌های راهبردی این میراث فرهنگی و هنری هویت‌بخش است. به‌طور کلی، می‌توان میراث استاد فرشچیان را بر سه ستون اصلی استوار دانست که هریک، کارکردی مشخص در برندسازی ملی دارند:

1ـ اصالت جهانی و اعتبار بین‌المللی: محوری‌ترین بعد این میراث، توانایی آن در هم‌زبانی با فطرت مردمان فارغ از محدودیت‌های جغرافیایی و سیاسی است. هنر فرشچیان، تجلی‌گاه جنبه‌های معنوی و عرفانی فرهنگ ایرانی-اسلامی است؛ روایتی بصری از عشق، جستجو و تعالی که با روح انسانی پیوند می‌خورد. این هنر یک «سفیر معنوی» است که روایتی عمیق و فرهنگ‌بنیان از ایران عرضه نموده و می‌تواند به‌مثابه یک پادزهر فرهنگی در برابر انگاره‌های رسانه‌ای سوگیرانه و منفی عمل کند. از منظر راهبردی، این زبان جهانی یک پل ارتباطی بر فراز شکاف‌های سیاسی می‌سازد. ثبت «هنر نگارگری» در فهرست میراث ناملموس یونسکو (UNESCO, 2020)، این کارکرد را به یک سکوی معتبر بین‌المللی ارتقا داده‌است. این اعتبار، به ایران اجازه می‌دهد تا از یک جایگاه رسمی و مورد وفاق جهانی، غنای فرهنگی خود را روایت کند و پیام خود را فراتر از منازعات سیاسی بین‌المللی به گوش مخاطبان برساند.

2ـ خانۀ برند و مجرای تجربه: اگر هنر فرشچیان یک زبان جهانی است، موزۀ اختصاصی او در مجموعۀ سعدآباد تهران، دعوت‌نامه‌ای برای سفری غوطه‌ورانه در این نظام نشانه‌ای خیال‌انگیز است. این مکان، فراتر از یک گالری، یک «زیارتگاه فرهنگی» است؛ بازدیدکننده در این محیط، نه‌تنها عظمت هنر را می‌بیند، بلکه مفاهیم انتزاعی برند ایران همچون شکیبایی، خلاقیت و عمق معنوی را به‌شکلی ملموس حس و تجربه می‌کند. از منظر راهبردی، این موزه نقش «خانۀ برند» را برای روایت ظرافت و غنای فرهنگی و مذهبی ایران ایفا می‌کند. این زیرساخت، لنگرگاهی فیزیکی و نقطۀ تماسی هدایت‌پذیر است که می‌توان همۀ اجزای زنجیره ارزش گردشگری هنری (از گشت‌ها و کارگاه‌ها تا محصولات فرهنگی مرتبط) را حول آن تعریف، سازماندهی و تثبیت نمود.

3ـ مقبولیت ملی و مشروعیت بین‌ساحتی: ستون سوم این میراث، مقبولیت گستردۀ ملی و مشروعیت بین‌ساحتی آن است. آثاری همچون «عصر عاشورا»، «ضامن آهو» و «انتظار» یا طراحی ضریح‌های مطهر حسینی و رضوی(علیهم‌السلام)، هنر استاد فرشچیان را با عمیق‌ترین باورها و عواطف ملی و مذهبی مردم عجین کرده‌ و چهرۀ ایشان را به اصالت، تعهد و احترام گره زده‌است. این امر، جایگاه او را از یک هنرمند نخبه فراتر برده و یک شخصیت مورد وفاق ملی در میان نخبگان فرهنگی و هنری، اقشار مردم و نهادهای مذهبی پدید آورده‌است. از منظر 

راهبردی، این مقبولیت و مشروعیت همگانی پشتوانۀ اجتماعی قدرتمندی برای سیاستگذار فرهنگی فراهم می‌آورد. به‌طوری‌که بهره‌گیری از این میراث در عرصۀ روابط فرهنگی بین‌المللی، نه صرفاً یک اقدام حاکمیتی و دولتی، بلکه بازتاب ارادۀ فرهنگی ملت تلقی می‌شود. این اصالتِ برآمده از بطن جامعه، به پیام‌های فرهنگی ایران در عرصۀ جهانی، عمق و صداقتی می‌بخشد که کنش‌های رسمی دیپلماتیک معمولاً فاقد آن بوده و قدرت نفوذ آن‌ها را برای عبور از موانع سیاسی به شکل چشمگیری افزایش می‌دهد.

نتیجه‌گیری و ارائۀ پیشنهاد

تحلیل ارائه‌شده، آشکارکنندۀ شکافی راهبردی میان ارزش نمادین میراث هنری و معنوی استاد فرشچیان و کاربست آن در عرصۀ سیاستگذاری است. بنابراین، به‌منظور پرکردن این شکاف، بهره‌گیری مؤثر از این دارایی و گذار از ستایش و تحسین صرف به مدیریت فعال و هدفمند، مجموعه‌ای از پیشنهادهای راهبردی و عملیاتی ارائه می‌شود:

1ـ توانمندسازی و ارتقای «بنیاد هنر فرشچیان» به نهاد راهبر میراث: «بنیاد هنر فرشچیان»که هم‌اکنون با همت خانواده و همکاران ایشان و با رویکرد صیانت از آثار و تجاری‌سازی آنها شکل گرفته است (FarshchianArt Foundation, n.d.) ، نیازمند ارتقا از یک نهاد خصوصی به یک نهاد راهبر ملی با چشم‌اندازی جهانی است. این امر مستلزم رسمیت‌بخشی حقوقی و تقویت هیئت‌امنای آن با حضور نخبگان و ذی‌نقشان برجستۀ فرهنگی، هنری، مدیریتی، حقوقی و اقتصادی است. چنین ساختار متمرکز و چابکی، برخلاف دستگاه‌های دولتی متورم و پرمشغله، می‌تواند با تخصص‌محوری، نقطه‌زنی و انعطاف عمل، سه مأموریت اصلی را راهبری کند: 1) مدیریت دارایی‌ها شامل حفاظت، اصالت‌سنجی و ایجاد گنجینۀ جامع رقومی (دیجیتال) از آثار و محصولات مربوطه؛ 2) راهبری حقوقی و اقتصادی مانند مدیریت جهانی حق نشر و قراردادهای اعطای حق بهره‌برداری؛ و 3) اجرای طرح‌های راهبردی از قبیل نمایشگاه‌ها، جشنواره‌ها و جوایز ملی و بین‌المللی. این بنیاد ارتقایافته، در تعامل هم‌افزا با نهادهای حاکمیتی و دولتی، به یک بازوی راهبردی و اجرایی متخصص با اعتبار فرهنگی مستقل و یکپارچه بدل شده و می‌تواند حضور پایدار و شایسته این میراث گرانقدر را در عرصۀ جهانی تضمین ‌کند.

2ـ ساماندهی محتوا و طراحی روایت مرجع: برای جلوگیری از روایت‌های پراکنده و تضمین اصالت پیام، اولین مأموریت اجرایی بنیاد باید ایجاد یک مرجع یکپارچه و رسمی برای محتوای میراث باشد. این اقدام در گام نخست، مستلزم ایجاد یک «گنجینۀ جامع رقومی» برخط است؛ یک پایگاه دادۀ کامل که اطلاعات شناسنامه‌ای 

دقیق، تصاویر باکیفیت و مستندات مربوط به هر اثر را به‌صورت عمومی در دسترس پژوهشگران، رسانه‌ها و علاقه‌مندان قرار دهد. در گام دوم، مبتنی‌بر این گنجینه، باید یک «بستۀ محتوایی استاندارد» برای کارگزاران و فعالان فرهنگی ملی و بین‌المللی تهیه شود. این بسته، یک ابزار راهبردی و عملیاتی است که شامل گزاره‌های کلیدی، تحلیل‌های موجز از آثار شاخص و محتوای چندرسانه‌ای متناسب با موقعیت‌های ترویجی گوناگون است. این دو اقدام، ضمن یکپارچه‌سازی پیام در سطح جهانی، زیرساخت اطلاعاتی لازم برای طرح‌های بلندمدتی همچون تدوین «فهرستگان مستند آثار» یا ساخت آثار نمایشی فاخر را فراهم می‌آورند.

3ـ ارتقای موزه به مقصد تجربه با محوریت نوآوری و فناوری: موزۀ استاد فرشچیان به‌عنوان «خانۀ برند» این میراث، باید از یک مکان نمایشی صرف به یک «مقصد تجربه» پویا و تعاملی ارتقا یابد. این تحول با به‌روزرسانی زیرساخت‌های محیطی مانند افزودن راهنماهای صوتی و تصویری چندزبانه و فروشگاه استاندارد محصولات فرهنگی آغاز می‌شود و با ادغام لایه‌های فناورانه تکمیل می‌گردد. در این راستا، توسعۀ برنامۀ کاربردی مجهز به «واقعیت افزوده» می‌تواند تجربۀ بازدیدکنندگان حضوری را غنی‌تر ‌سازد. همچنین بازآفرینی یک نسخۀ کامل از موزه در «واقعیت مجازی»محدودیت‌های مکانی و زمانی را از میان برداشته و امکان بازدید پیوسته و گسترده را برای مخاطبان جهانی فراهم می‌کند.

4ـ برگزاری هدفمند نمایشگاه‌ها و جشنواره‌های بین‌المللی: لازم است با فراتر رفتن از برگزاری رویدادهای پراکنده و قالب‌های مرسوم، یک «تقویم دوره‌ای رویدادهای بین‌المللی» مبتنی‌بر ظرفیت‌های این میراث، تدوین کرد. محور چنین تقویمی، طراحی و اجرای نمایشگاه‌ها و جشنواره‌های فرهنگی و هنری با تمرکز بر موضوعات راهبردی و جهان‌شمول مانند «صلح و عرفان در هنر مشرق‌زمین»، «زن حماسی در نگارگری ایرانی» یا «گفتگوی ادیان در آینۀ هنر» و به میزبانی پایتخت‌های فرهنگی هدف است. هر رویداد در قالب یک بسته چندجانبه و تجربه‌محور می‌تواند شامل نمایشگاه اصلی آثار، نشست‌های علمی، شب شعر، اجرای زنده موسیقی سنتی ایرانی، کارگاه‌های آموزشی نگارگری و گردهمایی شرکت‌های خلاق و نوآور هنری باشد. اجرای موفق این رویدادها مستلزم مشارکت فعال با نهادهای فرهنگی معتبر میزبان (موزه‌ها، دانشگاه‌ها و گالری‌ها) و همزمان‌سازی هوشمندانه با دیگر رویدادهای مهم بین‌المللی است.

۵ـ ورود راهبردی به اقتصاد هنر رقومی: برای تضمین حضور و پویایی این میراث در بازارهای هنر معاصر و جذب نسل جدید مخاطبان، ورود فعالانه به اقتصاد هنر رقومی یک ضرورت راهبردی است. این اقدام مستلزم 

مدیریت انحصاری و متمرکز آثار استاد فرشچیان در قالب «توکن‌های غیرمثلی (ان‌اف‌تی)»در سکوهای معتبر جهانی از سوی بنیاد است. چنین رویکردی سه کارکرد اصلی خواهد داشت: نخست، به هر اثر یک شناسنامه رقومی خدشه‌ناپذیر اعطا کرده و با جعل و سوءاستفاده مقابله می‌کند؛ دوم، امکان مالکیت بخشی از این میراث را برای مجموعه‌داران جهانی و مخاطبان جوان فراهم می‌آورد؛ و سوم، یک بستر درآمدی پایدار و شفاف برای حمایت از دیگر طرح‌های بنیاد ایجاد می‌کند.

6ـ راه‌اندازی «جایزۀ جهانی فرشچیان» به‌عنوان آوردگاه قله‌های هنر معنوی: اوج بهره‌برداری راهبردی از این میراث، راه‌اندازی یک رویداد رقابتی معتبر و دوسالانه بین‌المللی با عنوان «جایزۀ جهانی فرشچیان» و به میزبانی شهر اصفهان است. این جایزه که توسط هیئت‌داوران بین‌المللی به هنرمندان برجسته جهان اعطا خواهد شد، می‌تواند بر محورهایی چون «نوآوری در نگارگری معاصر»، «تجلی عرفان و معنویت در هنرهای بصری» و «تصویرگری متون مقدس و ادبیات اساطیری» متمرکز باشد. برگزاری مداوم چنین رویدادی حداقل دارای سه کارکرد اصلی است: نخست، یک رویداد برجسته و اعتبارآفرین را در تقویم فرهنگی جهانی به نام ایران ثبت می‌کند؛ دوم، نخبگان هنری، منتقدان سرشناس و رسانه‌های معتبر بین‌المللی را به ایران جذب می‌کند؛ و سوم، با گفتمان‌سازی و جریان‌سازی در یکی از حوزه‌های مهم هنر معاصر، مرجعیت فرهنگی کشور را در این عرصه تثبیت می‌نماید.

اجرای یکپارچۀ این بستۀ پیشنهادی، نقشۀ راهی منسجم برای مدیریت راهبردی میراث استاد فرشچیان فراهم می‌آورد. این اقدامات سرمایۀ نمادین ایشان را از یک دارایی بالقوه به بازویی فعال در دیپلماسی فرهنگی و برندسازی ملی تبدیل می‌کنند. این برنامه از طریق ایجاد ساختار، مدیریت روایت، ارتقای تجربه با فناوری‌های نوین و تعامل هدفمند جهانی، می‌تواند به شکلی پایدار، تصویری اصیل، معنوی و نوآور از کشور ایران را در اذهان عمومی جهانیان ساخته و به ارتقای برند ملی کشور منجر شود.

لازم به ذکر است بنیاد خصوصی کنونی نیز با درک اهمیت این حوزه، گام‌های نخستین را برای عرضه مجموعه‌ای از آثار در قالب ان‌اف‌تی برداشته است (نک: farshchianart.com/nft). پیشنهاد حاضر درصدد است تا این ابتکار عمل را در یک چهارچوب راهبردی و پایدار، توانمند و نظام‌مند سازد.



ادمین سایت

ادمین سایت

About Us

The argument in favor of using filler text goes something like this: If you use arey real content in the Consulting Process anytime you reachtent.