• 1405/02/08 - 12:25
  • 89
  • زمان مطالعه : 7 دقیقه

از میدان جنگ تا میدان ادراک؛ تأثیر آتش‌بس غزه بر تصویر ایران

کارشناس روابط بین الملل در یادداشتی، تأثیر آتش‌بس غزه بر تصویر ایران را مورد تحلیل قرار داده است.

به گزارش مرکز بررسی های راهبردی روابط فرهنگی، گروه افکارسنجی و ویژند ملی مرکز بررسی های راهبردی روابط فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، دومین شماره ماهنامۀ تخصصی ـ تحلیلی «ویژند ملی» را در مهرماه 1404 منتشر کرد. 

دکتر فرهاد وفایی،کارشناس روابط بین الملل در دومین شماره از ماهنامه ویژند ملی، یادداشتی را با عنوان «از میدان جنگ تا میدان ادراک؛ تأثیر آتش‌بس غزه بر تصویر ایران» به رشته تحریر درآورده است.

این یادداشت را در ادامه از نظر می گذرانید. 

با پایان جنگ در غزه (فارغ از احتمال آغاز دوباره درگیری‌ها) یکی از مهم‌ترین مسائل پیش‌روی منافع ملی ایران، ادراک بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از جایگاه و اثرگذاری جمهوری اسلامی ایران در تحولات منطقه‌ای است. نوشتار پیش‌رو به‌اختصار توضیح می‌دهد که تصویر ایران در جهان اسلام و حتی فرامنطقه پس از پایان جنگ غزه و مرتبط با این پرونده، به دو مسئله کلیدی، یعنی خلع سلاح حماس و نقش این جنبش در آیندۀ حکمرانی نوار غزه بستگی دارد.

براین‌اساس، پیشبرد کارزاری دووجهی ازسوی ایران در هر دو ساحت دیپلماتیک و میدانی برای جلوگیری از تحقق اهداف بازیگران متخاصم در دو مسئله خلع سلاح و آینده حکمرانی نوار غزه، ضرورتی غیرقابل‌انکار برای جمهوری اسلامی است.

مقدمه و بیان مسئله

پس از حدود 2 سال کشتار و قتل‌عام فلسطینیان، درنهایت، جنگ غزه با طرح پیشنهادی ایالات متحده آمریکا برای توقف درگیری‌ها و تبادل گروگان‌ها و اسرا پایان یافت. از منظر منافع ملی ایران، یکی از مهم‌ترین پرسش‌های قابل طرح این است که آتش‌بس غزه، چه تأثیری بر ادراک بازیگران از کنشگری و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در معادلات و پویش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی خواهد داشت؟ ارزیابی‌های اوّلیه نشان می‌دهد این مسئله تاحدودی به سرنوشت سلاح حماس و نقش این جنبش در آینده غزه بستگی دارد.

آنچه در اینجا قابل اشاره به‌نظر می‌رسد این است که فرازوفرود گفتمان مقاومت در غرب آسیا و کامیابی و ناکامی کنشگری جمهوری اسلامی ایران، متأثر از مؤلفه‌ها و متغیرهای بسیاری است که در این نوشتار، صرفاً به پروندۀ آتش‌بس کنونی در نوار غزه و تأثیر آن بر تصویر ایران پرداخته می‌شود.

بدیهی است واکاوی کلان‌مؤلفه‌هایی که از قضا تأثیرات مانا و دیرپایی بر تصویر ایران خواهند داشت، موضوع سطور پیش‌رو نیست. تحلیل پیامدهای آتش‌بس و سناریوهای پیش‌رو پرونده جنگ غزه اگرچه با تبادل گروگان‌ها و اسرا و نیز عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی از بخش‌هایی از این باریکه پایان یافت، اما به‌نظر می‌رسد آنچه آنچه در هرگونه صورت‌بندی توافق کلان در پرونده غزه از منظر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران حائزاهمیت محسوب می‌شود، نخست، سرنوشت سلاح جنبش حماس و دوم، مشارکت این گروه در آیندۀ سیاسی نوار غزه است.

این مسئله طی روزهای اخیر از چنان اهمیت فزاینده‌ای برخوردار بوده است که هم رئیس‌جمهور آمریکا و هم نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی بر خلع سلاح حماس، ـ با توافق یا با زور ـ تأکید کردند. نتانیاهو 18 اکتبر 2025 در گفت‌وگو با «کانال 14» اسرائیل، پایان جنگ را در نوار غزه، منوط به اجرای مرحله دوم آتش‌بس دانست و افزود: «مرحله دوم توافق شامل خلع سلاح حماس، یا دقیق‌تر بگویم، خلع سلاح نوار غزه پس از گرفتن سلاح‌های حماس است».

در این‌چارچوب، در‌صورتی‌که جنبش حماس در گفت‌وگوهای سیاسی آتی و یا درنتیجه هرگونه عملیات نظامی آمریکایی‌ ـ‌ صهیونیستی ناگزیر به خلع سلاح شود و غزه مانند کرانۀ باختری به منطقه‌ای عاری از تسلیحات تبدیل گردد و ذیل حکمرانی نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی قرار گیرد، بدیهی است که گفتمان مقاومت به‌عنوان دال مرکزیِ پیش‌برنده تصویر ایران در منطقه و جهان، در معرض چالش‌ها و آسیب‌های بسیاری قرار خواهد گرفت.

در چنین شرایطی، این پرسش چالش‌زا پیش‌روی ایران قرار خواهد گرفت که اساساً چرا تهران سال‌ها و دهه‌ها، مهم‌ترین حامی پروژۀ مقاومت (با مختصات خاص ایرانی) بوده و به حمایت از گروه‌های فلسطینی پرداخته و دستاورد چنین رویکردی چه بوده است؟ در چنین فضایی، احتمالاً بازیگران عربی، ازجمله مصر، ترکیه و قطر، نفوذ سخت و نرم خود را در پروندۀ فلسطین ارتقا داده و جایگاه جمهوری اسلامی ایران و مدل مطلوب ایران برای پیگیری آرمان فلسطین - که از مسیر سازوکار همه‌پرسی به جهانیان معرفی شده است -، به حاشیه رانده خواهد شد.

درسوی مقابل، اگر آنچنان که مقامات حماس هم‌اکنون اعلام می‌کنند، این جنبش در تحولات پس از جنگ و در میانۀ مذاکرات و بده‌بستان‌های سیاسی، بتواند سلاح خود را حفظ کند و در چنین شکلی، به‌عنوان یک جریان سیاسیِ فلسطینی در پیشبرد شکل‌دهی به حکومت آینده نوار غزه مشارکت داشته باشد، به‌معنای تداوم گفتمان مقاومت و بازتولیدکنندۀ مؤلفه‌های ارتقادهندۀ تصویر ایران در منطقه و جهان است. به‌عبارت دیگر، حفظ سلاح حماس به‌رغم دو سال کشتار بی‌رحمانۀ رژیم صهیونیستی در نوار غزه، سقوط دولت بشار اسد در سوریه و آسیب‌های واردشده به حزب‌الله در لبنان و مشارکت این جنبش در آیندۀ سیاسی نوار غزه، حاکی از بلوغِ معنایی، تاب‌آوریِ درون‌زا و توانِ بازآرایی پروژۀ مقاومت در سراسر منطقه است.

در چنین فضایی، محور مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران، همچنان در هر دو عرصۀ سخت و نرم، از پیشگامان گفتمان حمایت از فلسطین در جهان اسلام خواهد بود و بار دیگر، اهمیت و ضرورت حفظ سلاحِ مقاومت علیه پروژه‌های آمریکایی و صهیونیستی در منطقه غرب آسیا به منصۀ ظهور خواهد رسید.

راهبردهای کلان و جهت‌گیری‌های آتی

آنچه در سطور پیش‌ مورد اشاره قرار گرفت، وضعیت سیّال قدرت نرم و تصویر ایران در جهان اسلام و فراتر از آن، در دورۀ پس از آتش‌بس غزه، متأثر از دو مؤلفه کلیدی، یعنی پرونده خلع سلاح حماس و نقش این جنبش در آینده حمکرانی نوار غزه بود.

در این‌چارچوب، به‌نظر می‌رسد در صورت خلع سلاح جنبش حماس و تبدیل نوار غزه به منطقه‌ای غیرنظامی ذیل نفوذ امنیتی رژیم صهیونیستی و با کنشگریِ بازیگرانی چون مصر، قطر و ترکیه و بدون هرگونه مشارکت جنبش حماس، ادراک بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی از جایگاه، اثرگذاری و قدرت ایران تاحدی به چالش کشیده می‌شود. این مسئله، تهدیدهای نظری و عملی برای جبهۀ مقاومت در سراسر منطقه ازجمله لبنان و عراق خواهد داشت.

آنچه ضروری به‌نظر می‌رسد پیگیری راهبردی دووجهی در هر دو ساحت دیپلماتیک و میدانی برای جلوگیری از تحقق اهداف بازیگران متخاصم و رقیب در پروندۀ نوار غزه است. براین‌اساس، به‌نظر می‌رسد به‌ویژه با توجه به روابط چالش‌زای ترکیه و رژیم صهیونیستی در سوریه از یک‌سو و قطر و رژیم صهیونیستی ازسوی دیگر (به‌ویژه پس از حمله اسرائیل به دوحه)، جمهوری اسلامی ایران می‌تواند از مسیرهای دیپلماتیک، منافع مشترکی با آنکارا و دوحه برای حفظ سلاح حماس و تضمین نقش این جنبش در آیندۀ حکمرانی نوار غزه تعریف کند.

بدیهی است باتوجه به روابط برخی رهبران حماس با ترکیه و قطر، امکان چنین همکاری‌های سه‌جانبه‌ای میان تهران، آنکارا و دوحه وجود دارد. همچنین باتوجه به روابط روبه‌بهبود تهران و قاهره، جمهوری اسلامی ایران می‌تواند از ظرفیت‌های مصر در تضمین نقش حماس در آیندۀ نوار غزه استفاده کند.

علاوه‌براین اقدامات دیپلماتیک، ضروری است به بازطراحی و احیای ابعاد دفاعی محور مقاومت در سراسر منطقه پرداخت تا خلأهای پساهفتم‌اکتبر برطرف شود. بدیهی است هرگونه خلع سلاح حماس و تبدیل غزه به کرانۀ باختری دیگر، دومینویی از خلع سلاح و به حاشیه رفتن محور مقاومت ایجاد می‌کند که احتمال امتداد آن تا لبنان و عراق و درنهایت آسیب جدی به منافع جمهوری اسلامی ایران وجود دارد.

 

ادمین سایت

ادمین سایت

About Us

The argument in favor of using filler text goes something like this: If you use arey real content in the Consulting Process anytime you reachtent.