از هویت تمدنی تا روایتی یکپارچه برای ایران
رئیس گروه افکارسنجی و ویژند ملی مرکز بررسیهای راهبردی روابط فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معتقد است در جهان به همپیوسته امروز، «برند ملی» یک کشور، دارایی راهبردی و روایت جمعی آن از هویت، آرمانها و جایگاهش در عرصۀ جهانی است.
به گزارش مرکز بررسی های راهبردی روابط فرهنگی، گروه افکارسنجی و ویژند ملی مرکز بررسی های راهبردی روابط فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، دومین شماره ماهنامۀ تخصصی ـ تحلیلی «ویژند ملی» را در مهرماه 1404 منتشر کرد.
دکتر حمید عابدی، رئیس گروه افکارسنجی و ویژند ملی مرکز بررسیهای راهبردی روابط فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سرمقاله دومین شماره از ماهنامه ویژند را با عنوان «از هویت تمدنی تا روایتی یکپارچه برای ایران» به رشته تحریر درآورده است.
این یادداشت را در ادامه می خوانید.
در جهان به همپیوسته امروز، «برند ملی» یک کشور، دارایی راهبردی و روایت جمعی آن از هویت، آرمانها و جایگاهش در عرصۀ جهانی است. این برند، تنها در سایۀ اقدامات دولتها شکل نمیگیرد، بلکه در آزمایشگاه پیچیده «ادراک» بینالمللی و از دل تعامل عوامل گوناگون داخلی و خارجی متولد میشود. برای ایران، با پیشینۀ تمدنی درخشان و موقعیت ژئوپلیتیک منحصربهفرد، مسئله برندسازی ملی، فرصتی تاریخی برای عبور از کلیشهها و بازتعریف چهرهای متمایز، اثرگذار و مبتنی بر سرمایههای اصیل فرهنگی و ضروریترین پیشنیاز تأمین «امنیت اعتباری» کشور است.
دومین شمارۀ ماهنامۀ «ویژند ملی» با این رویکرد، از زوایای متنوعی به واکاوی این موضوع پرداخته است. در کانون این واکاوی، این پرسش محوری قرار دارد که «ایران چگونه میتواند روایتی سازگار، جذاب و قابل اعتماد از خود در جهان امروز ارائه دهد؟». پاسخ به این پرسش را میتوان در سه محور اصلی زیر جستجو کرد: اوّل، بازگشت به سرچشمههای هویت: مبانی نظری بحث برندسازی ملی به ما یادآوری میکند که هیچ روایت جهانپسندی، بدون تکیه بر یک «هویت ملی» منسجم و ریشهدار شکل نمیگیرد.
این هویت، که آمیزهای از تمدن کهن، فرهنگ غنی و ارزشهای اسلامی است، تا حدی ریشهدار است که حتی میتواند در حوزههای عملیاتی مانند «سلامت» نیز متجلی شود. الگویی که در آن، «نهاد خانواده» بهعنوان کانون اصیل فرهنگ ایرانی-اسلامی، به هستۀ مرکزی یک برند ملی سلامت تبدیل شده و روایتی را ارائه میدهد که در آن پزشک ایرانی، نهتنها یک درمانگر، که یک سفیر فرهنگی است و نظام سلامت ایران، نمونهای از تلفیق دانش روز و حکمت دیرینه معرفی میشود.
دوم، عبور از چالشهای تصویرسازی: روایت اصیل ایران در مسیر جهانی شدن، با موانع و تحریفهای متعددی روبروست. از «تبعیضهای علمی سیستماتیک» علیه نخبگان ایرانی در غرب، که اعتبار علمی کشور را نشانه رفته، تا تحلیلهای گزینشی و اغلب سلبی «اندیشکدههای بینالمللی» که تصویری تقلیلیشده از ایران بهعنوان بازیگری صرفاً تقابلی ارائه میدهند. افزون بر این، تحولات منطقهای مانند جنگ غزه و تحولات سوریه، همواره در حال آزمونزدن تصویر ایران به عنوان یک کنشگر تأثیرگذار هستند و مدیریت این پروندهها، تأثیر مستقیمی بر ادراک منطقهای و بینالمللی از ایران خواهد داشت.
سوم، کشف افقهای جدید از طریق کنشگری غیردولتی: یکی از امیدبخشترین مسیرهای پیش رو، بهرهگیری از قدرت «پارادیپلماسی» یا دیپلماسی غیردولتی است. همانگونه که فرهنگ عامهپسند کره و ژاپن، چهرهای جذاب از این کشورها ساخت، ایران نیز میتواند با تکیه بر ذخیرۀ فرهنگی و تمدنی عظیم ایرانی-اسلامی و توانمندسازی بخش خصوصی، نهادهای فرهنگی و خلاقیت شهروندانش، روایتی نرم و تأثیرگذار از ظرفیتهای خود خلق کند. این تلاشها حتی میتواند فراتر رفته و عرصههایی مانند رقابت برای «جایزه نوبل» در حوزههای علمی و ادبی را به میدانی برای نمایش دستاوردهای کشور تبدیل کند.
در همین راستا، واکاوی تصویر ایران در نزد همسایگانی مانند قزاقستان، به ما میآموزد که چگونه میتوان با دیپلماسی فرهنگی و اقتصادی هدفمند، کلیشههای کهنه را شکست و روابطی مبتنی بر درک متقابل ساخت. در مجموع میتوان گفت که برندسازی ملی ایران، پروژهای کلان و چندوجهی است که شکست یا موفقیت آن، تنها در گرو اقدامات رسمی نیست. این پروژه، نیازمند خرد جمعی، راهبرد یکپارچه و هماهنگی هوشمندانه میان تمامی اجزای ملت-دولت است.
ما در این شماره کوشیدهایم تا با پرداختن به این زوایای گوناگون، گامی هر چند کوچک در جهت روشنسازی این مسیر پیچیده برداریم و به این واقعیت ایمان داریم که آیندۀ جایگاه ایران در جهان، به کیفیت روایتی بستگی دارد که امروز از خود ارائه میدهیم؛ روایتی که باید ریشه در هویت اصیلمان داشته باشد، از چالشها هوشمندانه عبور کند و بر مشارکت جمعی تمامی ایرانیان برای ترسیم چهرهای درخشان از میهن در عرصۀ جهانی استوار باشد.
