تصویر برند ملی ایران از منظر اندیشکدههای بینالمللی در شهریورماه 1404
به گزارش مرکز بررسی های راهبردی روابط فرهنگی، گروه افکارسنجی و ویژند ملی مرکز بررسیهای راهبردی روابط فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، نخستین شماره ماهنامۀ تخصصی ـ تحلیلی «ویژند ملی» را در شهریورماه 1404 منتشر کرد.
دکتر بردیا عطاران، عضو هیئت مدیرۀ اندیشکدۀ مطالعات راهبردی برندسازی ملی ایران در نخستین شماره از ویژند ملی یادداشتی را با عنوان «تصویر برند ملی ایران از منظر اندیشکدههای بینالمللی در شهریورماه: چالشها و فرصتها » به رشته تحریر درآورده است.
این یادداشت را می خوانید.
خلاصه سیاستی
در سپتامبر ۲۰۲۵، اندیشکدههای بینالمللی ایران را بازیگری شکننده، اما مقاوم میدانند که با وجود فشارهای داخلی (بحرانهای اقتصادی، سیاسی) و خارجی (تحریمها و تهدیدات نظامی رژیم صهیونیستی)، از طریق برنامۀ هستهای، گروههای مقاومت و دیپلماسی، نفوذ منطقهای خود را حفظ کرده است. برای تغییر این ادراک و بازنمایی اقتدار پایدار، ایران باید راهبردی هدفمند را دنبال کند که بر نمایش چندوجهی توانمندیها در رسانههای جهانی و محافل تحلیلی تمرکز دارد. ایران باید ضمن پرداختن به مذاکره با اروپا و غرب برای عدم ایجاد گفتمان و فضایی از اجماع جهانی علیه خود، با تنوعبخشی به شرکای اقتصادی مانند تقویت روابط با چین و روسیه، وابستگی به بازارهای تحت تحریم را کاهش دهد.
در بعد فرهنگی، ترویج روایتی از وحدت اجتماعی و تنوع فرهنگی، از طریق ابزارهای دیپلماسی عمومی، ادراک چالشهای داخلی را خنثی میکند. در نهایت، ایران باید ادراک کاهش قدرت خویش را به تصویری از اقتدار پایدار تغییر دهد تا امکان عمل از موضع قدرت در معادلات منطقهای و دیپلماتیک فراهم شود و خود را بهعنوان بازیگری باثبات و چندوجهی بازنمایی کند.
مقدمه جایگاه ایران و چالشهایش در نظام بینالمللی به یکی از مسائل کلیدی سیاست خارجی قدرتهای جهانی تبدیل شده است. جمهوری اسلامی ایران که با موفقیت از بحرانهای جنگ ۱۲ روزه عبور کرده، اکنون با چالشهایی مانند احتمال فعالسازی مکانیسم ماشه و تهدیدهای نظامی اسرائیل برای آغاز جنگ جدید مواجه است. این تهدیدها، همراه با فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمهای بینالمللی، موقعیت ایران را در منطقه و جهان پیچیدهتر کرده است.
احتمال فعالسازی مکانیسم ماشه توسط غرب، خطر بازگشت تحریمهای شورای امنیت را افزایش داده و میتواند محدودیتهای جدیدی بر اقتصاد و تعاملات بینالمللی ایران تحمیل کند، در حالی که حملات هدفمند اسرائیل به زیرساختهای هستهای و تنشهای مرزی، فضای امنیتی را ملتهبتر کرده و مذاکرات دیپلماتیک را دشوار نموده است. این گزارش با تحلیل دادههای اندیشکدههای بینالمللی در شهریور ۱۴۰۴، نقاط قوت و ضعف ایران را بررسی میکند تا سیاستگذاران ایرانی با آگاهی از دیدگاههای جهانی، برای مواجهه با سناریوهای احتمالی رقبا و دشمنان آماده شوند.
مسئله و ضرورت پژوهش مسئله اصلی این پژوهش، بررسی روایتهای غالب اندیشکدههای بینالمللی از ایران در بازۀ زمانی ماه اوت و سپتامبر ۲۰۲5 (شهریور ۱۴۰4)، بهعنوان نقطهای کلیدی پس از رویدادهایی مانند جنگ ۱۲ روزه (ژوئن ۲۰۲۵) و بحث بر سر فعالسازی یا عدم فعالسازی مکانیسم ماشه است. در این روایتها، ایران بهعنوان «بازیگری محتاط اما خطرناک» یا در آستانه فروپاشی تصویر شده است. این تصویر تأثیر عمیقی بر سیاستگذاریهای جهانی و منطقهای برجای میگذارد.
از این رو، درک روایتهای اندیشکدهها برای پیشبینی سیاستهای خارجی غرب و اسرائیل (مانند فعالسازی ماشه یا حملات پیشگیرانه) ضروری است. گزارش حاضر، با جمعآوری و تحلیل حدود ۱۸۴ گزارش از اندیشکدهها و مراکز معتبر بینالمللی در بازۀ زمانی 23 اوت ۲۰۲۵ تا 20 سپتامبر ۲۰۲۵ تهیه شده است. دادهها توسط نگارندگان گزارش بررسی و مطالب انتخابشده با استفاده از هوش مصنوعی ترجمه و پردازش شدهاند. در روششناسی این پژوهش، با بهرهگیری از تحلیل مضمون، گزارشهای اندیشکدهها به صورت جامع شناسایی و تحلیل شدهاند تا تصویری دقیق از موضوع ارائه شود.
تجزیه و تحلیل
1. تهدیدهای هستهای و امنیتی ایران
اندیشکدهها ایران را تهدید اصلی منطقه میدانند و بر برنامۀ هستهای، حمایت از گروههای مقاومت و ضعف داخلی فرضی پس از جنگ ۱۲ روزه تمرکز دارند. بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) ایران را «بسیار خطرناک» توصیف میکند و مدعی است که تهران، علیرغم ضربه به برنامۀ هستهایاش، با ذخایر تسلیحاتی و «عطش انتقام» از طریق بازیگران محور مقاومت، مانند انصارالله، تهدیدی جدی است که این مهم، نشاندهندۀ توانایی ایران در حفظ نفوذ منطقهای حتی پس از شکستهای نظامی است. مرکز مطالعات ایرانی آنکارا (IRAM) هم سفرهای علی لاریجانی به عراق و لبنان را نشانۀ تغییر راهبردی ایران برای بازسازی امنیتی پس از جنگ میداند.
مرکز امنیت و امور خارجی اورشلیم (JCPA) ایران را «محتاط، اما خطرناک» میبیند. با این حال، این اندیشکده از شرایط آستانگی ایران سخن میگوید و ایران را در آستانه فروپاشی میبیند. موسسۀ مطالعات امنیت داخلی اسرائیل (INSS) نیز در گزارشی «درام سیاسی» ایران را برجسته میکند و بیانیۀ اصلاحطلبان برای تغییرات گسترده (مانند آزادی زندانیان سیاسی و حذف سپاه از سیاست) را نشانۀ بحران داخلی میداند که به ملیگرایی روی آورده تا حمایت عمومی را جلب کند. این موسسه، بر فعالسازی مکانیسم ماشه توسط اروپا تأکید دارد و معتقد است که ایران با ادامۀ غنیسازی اورانیوم و تهدید بستن تنگۀ هرمز، حتی با «جعبه مهمات خالی» پس از جنگ، میتواند بازارهای انرژی را مختل کند. در مجموع این اندیشکدهها ایران را بهعنوان تهدیدی چندوجهی معرفی میکنند که با وجود ضعفهای داخلی، از طریق برنامه هستهای، حمایت از گروههای مقاومت و اقدامات ژئوپلیتیکی مانند تقویت «حلقه آتش» نفوذ خود را حفظ کرده است.
2. محور مقاومت
اندیشکدهها گروه مقاومت را عرصههای نیابتی ایران میدانند و بر تضعیف این گروهها و بازسازی منطقه تمرکز دارند. نون پست (Noon Post) همکاری نظامی ترکیه و سوریه را گامی برای ایجاد ارتش ملی جدید پس از سقوط اسد میداند و معتقد است که این همکاری نفوذ ایران را کاهش میدهد. الخلیج آنلاین، خروج ائتلاف بینالمللی از عراق را مرحلهای جدید در تحولات امنیتی میبیند و ادعا میکند که این خروج، میتواند به افزایش نفوذ ایران (بهویژه با توجه به روابط تهران با گروههای مقاومت عراقی) منجر شود.
مرکز اسرائیلی آلما نیز یگان رضوان حزبالله را به شدت آسیبدیده، اما فعال توصیف میکند و مدعی است که با وجود کشته شدن ۳۱ فرمانده و صدها فعال، این یگان با ۳۰۰۰ نیروی رزمی، در حال بازسازی در بقاع است و حملات اسرائیل برای جلوگیری از این روند ادامه دارد.
تحلیلهای ارائهشده دربارۀ نقش ایران در منطقه، نشاندهندۀ تمرکز بر نفوذ تهران از طریق گروههای مقاومت در یمن، لبنان و عراق و تلاشهای منطقهای و بینالمللی برای مهار این نفوذ است. ایران بهعنوان بازیگری کلیدی در تنشهای منطقهای دیده میشود که با وجود فشارهای نظامی و سیاسی، همچنان از طریق گروههای مقاومت، نفوذ خود را حفظ کرده است. 3. ابعاد اقتصادی و ژئوپلیتیکی اندیشکدهها تحریمها را ابزار فشار بر ایران و متحدانش میدانند و تنوع اقتصادی خلیج فارس را گامی برای کاهش وابستگی به نفت ارزیابی میکنند. موسسۀ بروکینگز نشست ترامپ و پوتین در آلاسکا را تحلیل میکند و مذاکرات را فرصتی ازدسترفته برای کاهش فشار بر ایران میبیند؛ زیرا تحریمهای مرتبط با روسیه میتوانند تجارت ایران را بهویژه با توجه به وابستگی تهران به مسکو مختل کنند. همچنین، شورای روابط خارجی (CFR) گسترش رمزارزهای دلاری را تهدیدی برای اقتصاد ایران میداند؛ زیرا وابستگی به دلار را افزایش میدهد و تجارت ایران با چین را تحت تأثیر قرار میدهد.
تحلیلهای ارائهشده بر تأثیر تحریمها بر ایران و متحدانش (بهویژه در زمینههای اقتصادی، ژئوپلیتیکی و منابع طبیعی) متمرکز است. تحریمها بهعنوان ابزاری برای فشار بر ایران و محورهای مرتبط با آن، مانند روسیه، دیده میشوند.
جمعبندی و توصیههای سیاستی
اندیشکدههای بینالمللی، ایران را بهعنوان تهدیدی چندوجهی معرفی میکنند که با وجود ضعفهای داخلی مانند بحرانهای اقتصادی و سیاسی، از طریق برنامۀ هستهای، حمایت از گروههای مقاومت و اقدامات ژئوپلیتیکی، نفوذ خود را حفظ کرده است. این اندیشکدهها شکافهای داخلی، مانند اختلاف اصلاحطلبان (خواستار مذاکره با غرب و تعلیق غنیسازی) و محافظهکاران (مخالف هرگونه عقبنشینی)، ایران را در لحظۀ آستانگی یا فروپاشی احتمالی نشان میدهد. برنامۀ هستهای ایران (بهویژه با نزدیک شدن به انقضای مکانیسم ماشه در اکتبر ۲۰۲۵)، تهدید اصلی منطقه تلقی میشود.
ایران با تهدید به غنیسازی نظامی و بستن تنگۀ هرمز، توانایی اخلال در بازارهای انرژی را دارد، هرچند تحلیلها از محدودیت توان نظامی آن سخن میگویند. در یمن، لبنان و عراق، ایران از طریق گروههای مقاومت، نفوذ خود را حفظ کرده است. به زعم این مراکز، حمایت از انصارالله یمن نشاندهندۀ تداوم نفوذ ایران است که حملات پیشگیرانه اسرائیل به یمن و پیشنهاد گسترش آن به ایران را توجیه میکند. خروج ائتلاف بینالمللی از عراق نیز نفوذ ایران در این کشور را تقویت میکند.
از منظر اقتصادی نیز، تحریمهای مرتبط با روسیه محور ایران-روسیه را تضعیف میکند. نگارنده معتقد است در بازۀ زمانی کوتاهمدت (شعلهورشدن جنگ مجدد، اعلان قطعنامهای توسط شورای امنیت در خصوص پروندۀ غزه یا جنگ ایران و رژیم صهیونیستی)، بایست رویکرد نظام نسبت به بازیگرانی که در تخریب چهرۀ جمهوری اسلامی ایران در سپهر بینالمللی فعال هستند (همچون آمریکا و اروپا)، «یکدست و قاطعانهتر» با هدف ترک تنش اتخاذ شود؛ به عبارت دیگر، گفتار جمهوری اسلامی خصوصاً در فضای بینالمللی «آمادگی برای هم جنگ و هم مذاکره» ترسیم شود.
این مهم از طریق ارسال مواضع غیرمنعطف از طریق سخنگویان رسمی، سینگالهای غیرمستقیم نظامیان و طراحی کمپینهای رسانهای نسبت به چهرههای مطرح جریان مقابل محقق شود. دستگاههای فرهنگی بینالمللی بایست بهشدت نسبت به ایجاد دوقطبیهای داخلی حساس بوده و از عدم فعالسازی اینگونه گسلها در کوتاهمدت اکیداً خودداری کنند. بهعنوان مثال از برجستهسازی دوقطبی اصلاحطلب و اصولگرا، اختلافات در خصوص مذاکره با ایالات متحده، نزدیکشدن بیرویه ایران به چین یا روسیه بهشدت پرهیز شود.
همچنین سیاستگذاران حوزۀ بینالملل باید محور نقشآفرینی در ساماندهی به رسانههای داخلی در خصوص تقویت انسجام ملی در داخل و خارج از کشور شوند؛ چرا که در کوتاهمدت اصلیترین عامل برای خلق اقتدار تصویر بینالمللی و افزایش تابآوری، صرفاً همبستگی ملی است که از طریق رسانهها، مواضع مسئولین و عدم اقدامات خلقالساعه مترتب میشود.
