• 1405/02/08 - 09:43
  • 94
  • زمان مطالعه : 7 دقیقه

تصویر ایران در افکار عمومی جهان عرب

مدیر گروه افکارسنجی و ویژند ملی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در یادداشتی به بررسی تصویر ایران در افکار عمومی جهان عرب پرداخته است.

به گزارش مرکز بررسی های راهبردی روابط فرهنگی، گروه افکارسنجی و ویژند ملی مرکز بررسیهای راهبردی روابط فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، نخستین شماره ماهنامۀ تخصصی ـ تحلیلی «ویژند ملی» را در شهریورماه 1404 منتشر کرد.

در نخستین شماره از این ماهنامه، دکتر حمید عابدی، مدیر گروه افکارسنجی و ویژند ملی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، یادداشتی را با عنوان «تصویر ایران در افکار عمومی جهان عرب: تحلیل راهبردی بر اساس نتایج جدیدترین پیمایش‌های افکارسنجی» به رشته تحریر درآورده است.

این یادداشت را در ادامه می خوانید.

خلاصه سیاستی

تصویر و جایگاه ایران در افکار عمومی کشورهای عربی طی سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از تحولات منطقه‌ای، با پیچیدگی‌های فراوانی همراه بوده و تحت تأثیر تحولات ژئوپلیتیک، اختلافات ایدئولوژیک و اقدامات راهبردی ایران در منطقه، دستخوش تغییراتی شده است.

بر اساس نتایج نظرسنجی‌ها و تحلیل‌های انجام‌شده در سال‌های اخیر، از یک سو، ایران به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای فعال در حمایت از مقاومت فلسطین و مقابله با اسرائیل در بخش‌هایی از جهان عرب، مورد تحسین قرار گرفته و از سوی دیگر، نگرانی از نفوذ ایران، برنامه‌های هسته‌ای و مداخلات مذهبی، باعث شکل‌گیری تصویری تهدیدآمیز از ایران در افکار عمومی بسیاری از کشورهای عربی شده است.

یادداشت پیش رو، با تحلیل افکارسنجی‌های صورت‌گرفته در کشورهای عربی در سال‌های اخیر، تلاش دارد فرصت‌ها و چالش‌های موجود را شناسایی کرده و پیشنهادهای عملیاتی برای بهبود و مدیریت این تصویر ارائه دهد.

ایران در افکار عمومی کشورهای عربی

جهان عرب به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مناطق ژئوپلیتیک جهان، برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران اهمیت راهبردی دارد. روابط ایران با این منطقه، تحت تأثیر عوامل تاریخی، ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک بوده و افکار عمومی عربی همواره در مواجهه با ایران، میان دوگانه‌ای از تحسین و نگرانی قرار داشته است.

نگرش‌های منفی افکار عمومی جهان عرب نسبت به ایران عمدتاً ناشی از ذهنیت آنها نسبت به مداخلات ایران در کشورهای منطقه، نفوذ در گروه‌های شبه‌نظامی و نقش آن در تشدید تنش‌های مذهبی بوده که باعث شکل‌گیری تصویری منفی از ایران به‌عنوان تهدیدی برای ثبات منطقه شده است؛ به‌طوری که از سال ۲۰۱۱ تاکنون، ایران به طور مداوم به‌عنوان عامل اصلی بی‌ثباتی در منطقه شناخته شده و افکار عمومی بسیاری از کشورهای عربی، سیاست‌های ایران را در راستای تقویت نفوذ شیعی و تضعیف وحدت عربی تلقی می‌کنند.

این نگرش، به‌ویژه در کشورهایی مانند عربستان سعودی، بحرین، عراق و سوریه، که تنش‌های فرقه‌ای در آنها شدیدتر است، بیشتر به چشم می‌خورد؛ به‌طوری که در تازه‌ترین نتایج پیمایش شاخص افکار عمومی جهان عرب در سوریه (2025)؛ ایران (با 74 درصد) پس از اسرائیل (با 78 درصد)، به‌عنوان بزرگ‌ترین تهدید منطقه معرفی شده است. علاوه بر این، رقابت‌های ژئوپلیتیک با کشورهای رقیب مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی، باعث شده تا ایران نتواند به‌طور مؤثر از ظرفیت‌های خود برای تعامل سازنده با جهان عرب استفاده کند.

در این کشورها، ایران نه‌تنها به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای، بلکه به‌عنوان تهدیدی برای هویت ملی و مذهبی آنها تلقی می‌شود. در مقابل، نگرش‌های مثبت نسبت به ایران عمدتاً به حمایت آن از مقاومت فلسطینی در برابر اسرائیل و تأکید بر عدالت منطقه‌ای بازمی‌گردد. ایران توانسته در افکار عمومی بخش‌هایی از جهان عرب، به‌ویژه در فلسطین و کرانۀ باختری، تصویر یک بازیگر حامی حقوق فلسطینیان را به نمایش بگذارد. این تصویر، به‌ویژه در جریان جنگ‌های اخیر غزه تقویت شده است، به‌طوری که نظرسنجی‌ها نشان داده‌اند که بخش قابل‌توجهی از افکار عمومی عربی، مواضع ایران در این جنگ را مثبت ارزیابی کرده‌اند.

این دوگانگی در تصویر ایران، فرصت‌ها و تهدیدهایی را برای سیاستگذاری کلان جمهوری اسلامی ایجاد کرده است. از یک سو، نگرانی‌های امنیتی و فرقه‌ای، نیازمند مدیریت دقیق و راهبردی تصویر و برند ملی ایران است تا از تأثیرات منفی بر روابط ایران با کشورهای عربی جلوگیری شود. از سوی دیگر، ایران می‌تواند با تکیه بر نقاط قوت خود در حمایت از مقاومت فلسطینی، تصویر خود را در جهان عرب تقویت کند و با اتکای به این حوزه، همچنان ظرفیت تغییر تصویر خود در افکار عمومی جهان عرب را دارد.

جمع‌بندی و پیشنهادهای سیاستی

توجه به این نکته ضروری است که هرچند نتایج نظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهد در جریان جنگ اسرائیل علیه غزه، 48 درصد از پاسخ‌دهندگان در برخی کشورهای عربی، موضع ایران را در این جنگ تأیید کرده‌اند، اما این پذیرش، محدود به یک بُعدِ خاصِ موضوعی است و از گشودگیِ برند ایران به سایر حوزه‌ها کاسته نشده است؛ کما اینکه 57 درصد از پاسخ‌دهندگان در اکثر کشورهای عربی، همچنان ایران را به‌عنوان تهدیدی برای امنیت منطقه ارزیابی کرده‌اند که این امر، نشان‌دهندۀ عمق نگرانی‌ها نسبت به سیاست‌های منطقه‌ای ایران است.

به‌عبارت دیگر، هرچند مواضع ایران در موضوع فلسطین و جنگ غزه می‌تواند به‌عنوان نقطۀ تمرکز مثبت برای بخش‌هایی از افکار عمومی عمل کند، اما این فرصت به شرطی کارا می‌شود که برند ایران از قالبِ صرفِ حمایتی فراتر رفته و به عاملِ سازندۀ ثبات و همکاری اقتصادی - امنیتی تبدیل شود، لذا در طراحی روایت راهبردی ایران، ضروری است برند ایران با پرهیز از رویکردهای تک‌بعدی (مثلاً صرفاً ضد آمریکایی یا ضد اسرائیلی)، یک روایتِ چندلایه از ثبات و امنیت، توسعۀ پایدار، و تعامل‌پذیری مذهبی را به معرض نمایش بگذارد.

این وضعیت برای سیاست‌ راهبردی جمهوری اسلامی ایران، به معنیِ فرصت‌ها و ریسک‌های هم‌زمان است: فرصت برای بازاندیشی در رویکردها و تقویت ابعاد نرم‌افزاری برند ملی؛ و در عین حال، ریسک از دست رفتن جایگاه اعتماد در بخش‌هایی از جهان عرب به‌دلیل نگرانی‌های تاریخی و ژئوپلیتیکِ نفوذ جمهوری اسلامی. در نتیجه، راهبری این فضا، نیازمند قالبی از سیاستگذاریِ چندساحتی و با فراز و فرودهای معنادار بین کشورهای مختلف عربی است که بتواند هم ثبات منطقه‌ای را فراهم آورد و هم تصویر ایران را در قالب یک شریک راهبردی قابل‌اعتماد تقویت کند. بر این اساس، ضروری است:

1- ایران سیاست‌های منطقه‌ای خود را با هدف مدیریت تصویر و برند ملی خود در افکار عمومی جهان عرب بازتعریف کند. این بازتعریف، نیازمند رویکردِ چندساحتی و دقیق، با پیام‌رسانیِ هدفمند و پروژه‌های کارکردیِ اقتصادی - اجتماعی است که به ایران کمک کند به‌تدریج از منطقِ تهدیدِ امنیتی فاصله گرفته و به شریکی قابل‌اعتماد در کنار کشورهای عربی تبدیل شود.

2- حمایت از مقاومت فلسطین و موضع‌گیری‌های قاطع در برابر اسرائیل که یکی از نقاط قوت ایران در افکار عمومی عربی است، با تأکید بر حفظ منافع ملی استمرار یابد.

3- یک روایت واحد راهبردی برای جهان عرب که ایران را به‌عنوان عامل ثبات و بازسازی منطقه در کنار سایر کشورهای عربی به‌ویژه در حوزه‌های عمران، سلامت و آموزش معرفی کند، طراحی شود. لازم است که این روایت با داده‌های دقیق تحلیل شود تا مانع از سوءبرداشت‌های فرقه‌ای و امنیتی شود.

4- سامانۀ یکپارچۀ پایش افکار عمومی در کشورهای عربی با هدف مدیریت تصویر ایران در این حوزه طراحی و عملیاتی شود که بر اساس آن روند تغییر نگرش‌ها نسبت به ایران به‌طور مستمر ارزیابی شود و به سیاستگذار کمک کند تا تصمیمات خود را بر اساس داده‌های دقیق و به‌روز اتخاذ نماید.

5- شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPIs) برای ارزیابی تأثیر روایت و برند ایران در جهان عرب، با گزارش‌دهی منظم به سطوح عالی حکمرانی طراحی و عملیاتی شود.

6- یک نهاد مشخص و متمرکز برای ایجاد هماهنگی و همگرایی بین دستگاه‌های و نهادهای مختلف دیپلماسی، رسانه‌ای و فرهنگی با هدف طراحی و راهبردی یکپارچه روایتگری، پیام‌رسانی و مدیریت تصویر و برند ملی ایران در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی تشکیل شود.

ادمین سایت

ادمین سایت

About Us

The argument in favor of using filler text goes something like this: If you use arey real content in the Consulting Process anytime you reachtent.