تحلیل بازنمایی تصویر ایران در اندیشکدههای آمریکایی در جنگ 40 روزه
«تحلیل بازنمایی تصویر ایران در اندیشکدههای آمریکایی در جنگ 40 روزه»، عنوان گزارش سیاستی است که رئیس گروه افکارسنجی و ویژند ملی مرکز بررسیهای راهبردی روابط فرهنگی به نگارش آن پرداخته است.
به گزارش مرکز بررسیهای راهبردی روابط فرهنگی، لیلا مروتی رئیس گروه افکارسنجی و ویژند ملی مرکز بررسیهای راهبردی روابط فرهنگی گزارشی سیاستی را با عنوان «تحلیل بازنمایی تصویر ایران در اندیشکدههای آمریکایی در جنگ 40 روزه» به رشته تحریر درآورده است.
بخش هایی از این گزارش را از نظر می گذرانید.
گزارش حاضر با هدف بررسی چگونگی بازنمایی جمهوری اسلامی ایران در مهمترین اندیشکدههای آمریکایی تدوین شده و میکوشد نشان دهد که چگونه این مراکز فکری در فرآیند شکلدهی به ادراک نخبگان سیاسی، رسانهای و امنیتی ایالات متحده نقشآفرینی میکنند.
اندیشکدهها در آمریکا صرفاً تولیدکننده دانش یا تحلیل دانشگاهی نیستند، بلکه بخشی از سازوکار تصمیمسازی و تولید روایت در حوزه سیاست خارجی به شمار میروند. از این منظر، تحلیل محتوای تولیدشده درباره ایران میتواند تصویری روشن از محیط ادراکی حاکم بر سیاستگذاری آمریکا و نحوه شکلگیری برداشتهای نخبگانی از ایران ارائه دهد.
این گزارش با بررسی تولیدات 9 اندیشکده اثرگذار آمریکایی شامل بنیاد هریتیج، شورای آتلانتیک، رند، CSIS، مؤسسه هادسون، FDD، CNAS، گروه بینالمللی بحران و مؤسسه کوئینسی، الگوهای غالب در تصویرسازی از ایران را مورد مطالعه قرار داده است.
بر این اساس، این یادداشت بر این فرض استوار است که تولیدات اندیشکدهای دربارۀ ایران صرفاً بازتابدهندۀ واقعیتهای میدانی نیست، بلکه نوعی صورتبندی فعال از مسئلۀ ایران است.
بنابراین، آنچه در این متون اهمیت دارد، فقط محتوای آشکار آنها نیست، بلکه قالبهای مفهومی، مفروضات تحلیلی و الگوهای بازنماییای است که از خلال آنها «تصویر ایران» در محیطهای نخبگانی غرب ساخته میشود.
اندیشکدههایی مانند RAND،CSIS و شورای آتلانتیک رویکردی حرفهایتر و تحلیلیتر اتخاذ میکنند. این مراکز ضمن پذیرش ایران بهعنوان یک چالش راهبردی، تلاش دارند رفتار تهران را در قالب منطق بازدارندگی، محاسبات امنیتی و ملاحظات ژئوپلیتیکی توضیح دهند.
در این چارچوب، ایران صرفاً یک بازیگر ایدئولوژیک یا غیرعقلانی معرفی نمیشود، بلکه کشوری دارای ظرفیت بقا، توان تطبیق با فشارها و برخوردار از منطق راهبردی خاص خود تلقی میشود. با این حال، حتی در این روایتهای پیچیدهتر نیز ایران عمدتاً از دریچه بحران، رقابت و تهدید امنیتی فهم میشود.
گزارش همچنین نشان میدهد که اندیشکدههایی نظیر گروه بینالمللی بحران و مؤسسه کوئینسی، نسبت به سایر مراکز رویکرد متعادلتری دارند. این نهادها ضمن تأکید بر هزینههای جنگ و ناکارآمدی راهکارهای صرفاً نظامی، ایران را بازیگری محاسبهگر، دارای ظرفیت بازدارندگی و در عین حال قابل مذاکره معرفی میکنند.
در این روایتها، دیپلماسی و مدیریت بحران جایگاه مهمتری دارد و بر ضرورت درک منافع امنیتی ایران و اجتناب از تشدید تنشها تأکید میشود. با این وجود، حتی این رویکردهای معتدل نیز ایران را عمدتاً در چارچوب پروندههای امنیتی، هستهای و منطقهای تحلیل میکنند.
جمعبندی گزارش نشان میدهد که اگرچه میان اندیشکدههای آمریکایی درباره شیوه مواجهه با ایران اختلاف نظر وجود دارد، اما در سطح کلان، تصویری که از ایران در محیط نخبگانی آمریکا شکل میگیرد، عمدتاً تصویری امنیتی، بحرانمحور و ژئوپلیتیکی است.
از منظر سیاستگذاری فرهنگی و دیپلماسی عمومی، یافتههای این گزارش اهمیت ویژهای دارد. شناخت الگوهای بازنمایی ایران در اندیشکدههای آمریکایی میتواند به طراحی راهبردهای مؤثرتر برای مدیریت تصویر بینالمللی کشور کمک کند.
گزارش تأکید میکند تقویت دیپلماسی عمومی، برجستهسازی مؤلفههای تمدنی و فرهنگی ایران، توسعه ارتباطات علمی و نخبگانی و ارائه تصویری متوازنتر از واقعیتهای ایران، از مهمترین الزامات ارتقای برند ملی کشور در محیط بینالمللی به شمار میرود.
متن کامل گزارش سیاستی را در این لینک بخوانید.
