کارکرد پارادیپلماسی بهعنوان عاملیت راهبردی در زیستبوم جدید دیپلماسی فرهنگی
یادداشت سیاستی با محوریت کارکرد پارادیپلماسی بهعنوان عاملیت راهبردی در زیستبوم جدید دیپلماسی فرهنگی، توسط کارشناس گروه خطمشیگذاری مرکز بررسیهای راهبردی روابط فرهنگی منتشر شد.
به گزارش مرکز بررسیهای راهبردی روابط فرهنگی، مریم خالقینژاد کارشناس گروه خطمشیگذاری مرکز بررسیهای راهبردی روابط فرهنگی، یادداشت سیاستی با عنوان «کارکرد پارادیپلماسی بهعنوان عاملیت راهبردی در زیستبوم جدید دیپلماسی فرهنگی» به رشته تحریر درآورده است.
بخشی از این یادداشت سیاستی را در ادامه می خوانید.
تحولات ناشی از جنگها و مخاصمات نظامی، تنها به نتایج میدانی و امنیتی محدود نمیشود، بلکه آثار گستردهای بر افکار عمومی، تصویر بینالمللی کشورها و شکلگیری همبستگیهای فراملی بر جای میگذارد.
مقاله حاضر با تمرکز بر پیامدهای اجتماعی و فرهنگی جنگ اخیر علیه ایران، بر این نکته تأکید دارد که واکنشهای مردمی و غیردولتی در کشورهای مختلف نشان داد روایتهای رسمی قدرتهای جهانی تنها مرجع شکلدهنده افکار عمومی نیستند. حمایتهای مردمی، فعالیتهای مدنی، اعتراضات و اعلام همبستگی در کشورهای گوناگون، شرایط جدیدی را برای دیپلماسی فرهنگی ایران فراهم کرده و فرصتهایی را برای بازتعریف تصویر ایران در اذهان ملتها ایجاد کرده است.
نویسنده معتقد است که در این شرایط، پارادیپلماسی فرهنگی بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای تقویت قدرت نرم و ارتباط میان ملتها و شبکههای غیردولتی، اهمیت راهبردی ویژهای پیدا کرده است.
مقاله در تبیین شرایط پساجنگ بیان میکند که این دوره صرفاً مرحله بازسازی زیرساختها یا تنظیم روابط رسمی نیست، بلکه عرصهای برای رقابت روایتها، ادراکات و حفظ سرمایههای اجتماعی فراملی محسوب میشود.
از دیدگاه نویسنده، جنگ اخیر موجب شده است که بخشهایی از افکار عمومی جهانی ایران را در قالبی متفاوت از گذشته مشاهده کنند و نگاه جدیدی نسبت به جایگاه و توانمندیهای ایران شکل گیرد. این تغییر ادراکی بهعنوان سرمایهای ارزشمند معرفی شده که در صورت مدیریت صحیح میتواند به تقویت جایگاه ایران در محیط بینالمللی کمک کند.
در بخش یافتهها، مقاله مجموعهای از نمونههای حمایتهای غیردولتی از ایران را در کشورهای مختلف بررسی میکند. نخستین گروه مورد توجه، احزاب سیاسی هستند. برخی احزاب در ترکیه، پاکستان، مالزی و اندونزی با صدور بیانیهها، برگزاری تجمعات یا اعلام مواضع سیاسی، حمایت خود را از ایران ابراز کردهاند.
در ترکیه احزابی همچون حزب جمهوریخواه خلق، حزب سعادت، حزب وطن، هداپار و حزب آینده مواضعی در حمایت از ایران اتخاذ کردهاند. در پاکستان نیز احزابی مانند مسلم لیگ، تحریک انصاف، مجلس وحدت مسلمین و جماعت اسلامی در مقاطع مختلف از ایران حمایت کردهاند. همچنین در مالزی و اندونزی نیز برخی جریانها و احزاب سیاسی مواضع مشابهی داشتهاند.
دومین گروه، نخبگان، روزنامهنگاران، دانشگاهیان و رسانهها هستند. مقاله به نمونههایی از حمایت شخصیتهای رسانهای و علمی در کشورهای مختلف اشاره میکند. در ترکیه برخی نویسندگان و روزنامهنگاران در رسانههای مطرح به بررسی تحولات جنگ و حمایت از ایران پرداختهاند. در پاکستان نیز تعدادی از علما، نخبگان و روزنامههای شناختهشده از ایران حمایت کردهاند.
در اندونزی برخی دانشگاهها و مراکز مطالعاتی و در عراق نیز تعدادی از انجمنهای فرهنگی، دانشگاهها، رسانهها و شخصیتهای علمی و فرهنگی مواضع حمایتی اتخاذ کردهاند. نویسنده این مجموعه ظرفیتها را بخشی از سرمایههای جدید جمهوری اسلامی ایران در عرصه فرهنگی و اجتماعی میداند.
گروه سوم مورد بررسی، هنرمندان و ورزشکاران هستند. مقاله تأکید میکند که این افراد به دلیل جایگاه اجتماعی و مخاطبان گسترده خود، نقش مهمی در شکلدهی افکار عمومی دارند.
بر همین اساس، از حمایت برخی هنرمندان، بازیگران، نویسندگان، خوانندگان و چهرههای شناختهشده در کشورهای مختلف یاد شده است. همچنین تعدادی از ورزشکاران و باشگاههای ورزشی در کشورهای منطقه نیز با انتشار پیامها یا اتخاذ مواضع مختلف از ایران حمایت کردهاند. به اعتقاد نویسنده، این ظرفیتها میتوانند در چارچوب دیپلماسی فرهنگی و شبکهسازیهای فراملی به تقویت تصویر فرهنگی و انسانی ایران کمک کنند.
در نتیجهگیری، مقاله تأکید میکند که دوره پساجنگ فرصت کمنظیری برای بهرهگیری از سرمایههای اجتماعی و فرهنگی شکلگرفته در سطح بینالمللی فراهم کرده است.
از نگاه نویسنده، همدلیها و حمایتهای مردمی، نخبگانی، رسانهای، حزبی و فرهنگی که در جریان جنگ شکل گرفتهاند، ظرفیت ارزشمندی برای توسعه قدرت نرم ایران محسوب میشوند.
مقاله نتیجه میگیرد که پارادیپلماسی فرهنگی میتواند مهمترین ابزار برای حفظ، نهادینهسازی و گسترش این ظرفیتها باشد و از طریق ایجاد شبکههای همکاری میان احزاب، نخبگان، دانشگاهیان، رسانهها، هنرمندان و ورزشکاران، زمینه تقویت ارتباطات فرهنگی و اجتماعی ایران با ملتهای مختلف را فراهم آورد.
در همین راستا، پیشنهادهایی همچون تشکیل شبکه احزاب حامی صلح، راهاندازی پلتفرمهای علمی و رسانهای مشترک و ایجاد کانون سفیران افتخاری صلح برای هنرمندان و ورزشکاران ارائه شده است.
متن کامل یادداشت سیاستی را اینجا بخوانید.
