سفر پزشکیان به چین: تأثیر بر تقویت جایگاه بینالمللی ایران
رایزن سابق ایران در چین با اشاره به سفر مسعود پزشکیان به چین، بر این باور است: برای بهرهبرداری حداکثری از ظرفیتهای تعامل با چین و ارتقای برند ملی ایران، نظام حکمرانی ایران باید در روابط خود با اعضای مختلف سازمان شانگهای (بهویژه چین)، تعادل برقرار کند.
به گزارش مرکز بررسی های راهبردی روابط فرهنگی، گروه افکارسنجی و ویژند ملی مرکز بررسیهای راهبردی روابط فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، نخستین شماره ماهنامۀ تخصصی ـ تحلیلی «ویژند ملی» را منتشر کرد.
دکتر علی محمد سابقی، رایزن سابق ایران در چین در نخستین شماره از این ماهنامه به تحلیل سفر مسعود پزشکیان به کشور چین و تاثیر آن بر تقویت جایگاه بین المللی ایران تاکید کرده است.
این یادداشت را در ادامه می خوانید.
خلاصه سیاستی
سفر دکتر مسعود پزشکیان به چین در چارچوب اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای، نقطۀ عطفی در دیپلماسی منطقهای و فرامنطقهای جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود. این سفر با تأکید بر اجراییسازی تفاهمنامه ۲۵ ساله ایران و چین و تقویت روابط دوجانبه، فرصتی برای بازتعریف جایگاه ایران در نظم نوین جهانی چندقطبی فراهم کرده است.
حضور فعال ایران در نهادهای غیرغربی مانند سازمان همکاری شانگهای و بریکس، بیانگر تلاش برای فاصلهگیری از ساختارهای غربمحور و تقویت حکمرانی چندجانبه است. این سفر، از منظر سیاسی، اقتصادی و نمادین، حامل پیامهای چندلایهای بود که میتواند به ارتقای برند ملی ایران، افزایش وزن ژئوپلیتیکی کشور و توسعه روابط با کشورهای شرقی منجر شود.
برای بهرهبرداری مؤثر از این فرصتها، نظام حکمرانی ایران باید مجموعهای از اقدامات راهبردی در حوزه دیپلماسی، اقتصاد، فناوری و برندسازی ملی را در دستور کار قرار دهد.
مقدمه و طرح موضوع
اجلاس سال جاری سازمان همکاری شانگهای صرفاً یک نشست معمولی نبود، بلکه پیامی ژئوپلیتیکی و نمادین به جامعه جهانی مخابره کرد. این اجلاس با حضور اعضای کامل (از جمله چین، روسیه، هند، ایران و پاکستان) و اعضای ناظر و شرکای گفتگو برگزار شد و نمایانگر شکلگیری بلوک جدید با محوریت چین و روسیه است.
تأکید چین بر «نظم جهانی چندقطبی» و پیشنهاد «حکمرانی جهانی» مستقیماً در تقابل با نظم تکقطبی کنونی تحت رهبری غرب (بهویژه ایالات متحده)، بود.
حال، در شرایطی که نظم جهانی در حال گذار از ساختار تکقطبی به چندقطبی است، کشورهایی که بتوانند در این تحول نقشآفرینی کنند، فرصت بازتعریف جایگاه خود را خواهند داشت. سفر دکتر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، به چین در شهریور ۱۴۰۴، در چارچوب اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای و دیدارهای دوجانبه با رهبران کشورهای عضو، از جمله چین، روسیه، ترکیه و پاکستان، نقطۀ عطفی در دیپلماسی منطقهای و فرامنطقهای ایران بهشمار میرود.
این سفر، از منظر نمادین، سیاسی و اقتصادی، حامل پیامهایی چندلایه بود؛ از یکسو، حضور فعال ایران در نهادهای غیرغربی مانند سازمان همکاری شانگهای و بریکس، نشاندهندۀ تلاش برای فاصلهگیری از ساختارهای غربمحور و تقویت حکمرانی چندجانبه است.
از سوی دیگر، تأکید بر اجراییسازی تفاهمنامه ۲۵ ساله با چین، نشاندهنده عزم جدی دو کشور برای عبور از مرحلۀ توافقات سیاسی و ورود به فاز عملیاتی در حوزههای زیرساختی، سرمایهگذاری و تجارت است.تحلیلگران معتقدند که چین در منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی، بیش از آنکه به دنبال مداخله سیاسی باشد، اهداف ژئواکونومیک را دنبال میکند. این رویکرد، فرصت مناسبی برای ایران فراهم میآورد تا با بهرهگیری از موقعیت ژئوپلیتیکی خود، در تأمین زنجیرۀ ارزشهای مشترک اقتصادی با چین و سایر کشورهای عضو، نقشآفرینی کند.
در چنین شرایطی، رابطه ایران و چین در افق بلندمدت، با وجود تغییرات سیستمی جهانی، از ثبات نسبی برخوردار خواهد بود. همسویی با چین و تعریف قالبهای مشترک سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میتواند به ایجاد ارزشهای مشترکی منجر شود که در آن منافع دو طرف تأمین گردد.
از منظر سیاسی، استقبال ایران از مفهوم «حکمرانی جهانی عادلانه و چندجانبه» که توسط شی جین پینگ رئیسجمهور چین مطرح شد، نشاندهندۀ همراستایی با سیاست «نگاه به شرق» و تلاش برای ایفای نقش فعال در نهادهای چندجانبه است. این همراستایی میتواند به افزایش مشروعیت ایران در عرصۀ جهانی و کاهش وابستگی به ساختارهای غربمحور منجر شود.
در مجموع، سفر دکتر پزشکیان به چین را میتوان گامی مؤثر در مسیر بازتعریف جایگاه ایران در نظم نوین جهانی چندقطبی دانست؛ سفری که نهتنها موجب تقویت روابط دوجانبه شد، بلکه تصویر ایران را بهعنوان کشوری مستقل، مقاوم، صلحطلب و مشارکتجو در عرصه بینالمللی ارتقا داد.
راهبردها و تجویزهای سیاستی
برای بهرهبرداری حداکثری از ظرفیتهای تعامل با چین و کشورهای عضو سازمان شانگهای و بریکس و ارتقای برند ملی ایران، نظام حکمرانی ایران باید در روابط خود با اعضای مختلف سازمان شانگهای (بهویژه چین)، تعادل برقرار کرده و از جانبداری آشکار از یک بلوک در مقابل بلوک دیگر اجتناب کرده و مجموعهای از اقدامات راهبردی را در دستور کار قرار دهند:
1- تمرکز بر زنجیرۀ ارزشهای مشترک آسیایی: ایران باید با تعریف پروژههای مشترک چندجانبه در حوزههای انرژی، حملونقل، فناوری، کشاورزی و فرهنگی، در تأمین زنجیرههای ارزش منطقهای نقشآفرینی کند. این زنجیرهها میتوانند به پیوند اقتصادی پایدار، توسعه توان ژئوکالچر و همراهی با چین و سایر کشورهای عضو سازمان شانگهای منجر شوند.
2- اجراییسازی تفاهمنامه ۲۵ ساله با چین: عبور از مرحله توافق و ورود به فاز عملیاتی نیازمند تشکیل کمیتههای مشترک اجرایی، هماهنگی با نهادهای حاکمیتی و تسهیل سرمایهگذاری بخش خصوصی است. این تفاهمنامه، باید با تبدیل شدن به قراردادهای اجرایی به بستری برای توسعه زیرساختهای حیاتی کشور تبدیل شود.
3- تقویت حضور در نهادهای چندجانبه شرقی: ایران باید با حضور مؤثر در سازمان همکاری شانگهای، بریکس و ابتکار «کمربند و راه»، بهعنوان شریکی مورد اعتماد با پتانسیلهای بالا و بازیگری فعال در حکمرانی منطقهای شناخته شود. این حضور میتواند به موازنهسازی در برابر فشارهای غرب و افزایش وزن ژئوپلیتیکی ایران کمک کند.
4- پشتیبانی از حکمرانی جهانی عادلانه و چندجانبه: همراهی با پیشنهادها و ابتکارات چین در زمینۀ حکمرانی جهانی، از جمله رد سلطهطلبی غرب، احترام به حاکمیت کشورها و تقویت نهادهای غیرغربی، تأکید بر سازو کار جهان چندقطبی، میتواند به افزایش مشروعیت و کارایی ایران در عرصۀ بینالمللی منجر شود.
5- ارائه ابتکارات دیپلماتیک منطقهای: ایران باید با ارائه طرحهایی مانند تشکیل کمیته صلحسازی منطقهای، معرفی حسابهای تسویۀ ویژه برای مقابله با تحریمها، و پیشنهاد سازوکارهای بومی منطقهای و جنوبگان جهانی، برای مدیریت بحرانهای خاورمیانه، نقش خود را در دیپلماسی منطقهای تثبیت کند.
6- توسعه همکاریهای فناورانه و اقتصادی با شرکای شرقی: تمرکز بر حوزههایی چون هوش مصنوعی، انرژیهای نو، تجارت چندجانبه و توسعه پایدار، میتواند مسیر تنوعبخشی به اقتصاد ایران و کاهش وابستگی به غرب را هموار سازد.
7- برندسازی ملی در تعاملات بینالمللی: ایران باید با بهرهگیری از ظرفیتهای فرهنگی، تاریخی و تمدنی خود، در تعاملات با چین و سایر کشورها، تصویری مثبت و قدرتمند از برند ملی خود ارائه دهد. این امر نیازمند دیپلماسی عمومی فعال، رسانههای بینالمللی مؤثر، بها دادن به بخش غیردولتی و حضور فعال فرهنگی در مجامع جهانی است.
8_ ضرورت آماده سازی داخلی: ایران باید یک دستورکار فعال برای حضور در سازمان شانگهای تدوین کرده و از رویکرد منفعلانه پرهیز کند. طراحی ابتکار عملها و پروژههای مشخص و اولویتبندی شده (بهویژه در حوزههای انرژی، ترانزیت و امنیت)، از الزامات ایفای نقش مؤثر در این سازمان و سازمانهای مشابه است.
در نهایت، موفقیت ایران در سازمان همکاری شانگهای و بریکس، در توانایی تبدیل دیپلماسی به دستاوردهای ملموس اقتصادی و امنیتی و یکصدایی طیفهای مختلف برای کشور تعریف خواهد شد.
